با دهانی از زخم

یک بیماری طولانی گریبان گیرم شده .دهانم از زخم و تاول شرحه شرحه شده. نمی دانم چرا ولی طی هفته ای که گذشت داشت روحیه ام کاملا از دست می رفت که یک دفعه فکر کردم همین می تواند دلیلی باشد برای شروع یک کار جدید.

دیروز نوشتمش .تا جایی که توانم یاری کند می نویسمش.

با دهانی از زخم

از دهان تو می گذرم

با گلویی از تاول

عبور دو دریا و رو نمکزار

راهی که پایانش را نمی جوید

 

نام تو زندانی من است

زندانی گلویی که تو را پژواک می کند

زنجیری سرنوشت حنجره ای از تاول

تاوان خشمی خفته از هزار دهان بی نام

..........................

/ 3 نظر / 11 بازدید
ریحانه

الهی من بمیرم شبنم گلم چی شده من که کتابتو می خونم و لذت میبرم مراقب خودت باش باهات تماس میگیرم

علی - خ

با درود . نمی دانستم . متاسف شدم . آرزو می کنم هرچه سريع تر رفع کسالت شود . کاش کتاب را معرفی می کردی تا راحت تر پيدايش کنيم .

تیله‌باز

سلام رفیق. کتاب شعرت را با امضا و مهر خودت برایم هدیه آورده بودند. چند روزی لای کرور کرور کتابم خاک می‌خورد. نصفه شبی بود دلم گرفته بود. داشتم روی یکی از داستان‌هام کار می‌کردم. بی پیر، در نمی‌آمد. چشمهام از خستگی داشت می‌ترکید. دست انداختم و کتابت را کشیدم بیرون. بی حال و حوصله، ورقش زدم. چشم‌هام گرد شده بود. بسیار زیبا بود. بسیار زیبا بود. همان شب تصمیم گرفتم در وبلاگم معرفی‌ات کنم. بر می‌گردم، و حرف‌ها دارم باهات. تماس بگیر با من... مخلص