دومین کتاب

این  شعر آخرین شعر هایی ست که از مجموعه ام در این صفحات می گذارم.حالا دارم روی شعر های جدیدم کار می کنم و واقعیت این است که از روزهای سرودن شعر های (به تمام زبان های دنیا خواب می بینم)دور شده ام.

حالا شعر ها کمی بلند شده اند و خیابان هم به شعر هایم آمده استو چیزهای دیگری که نمی دانم................

این مجموعه برای من شادی های بسیاری را به همراه داشت.شادی های غیر منتظره .

دایره مخاطبانش مرا به سمت نگاهی نو به کارکرد های شعر و مخاطب راهنما شد و این شادی بزرگی است؛

آرامم و به استقبال آینده می روم.

 

 

 

کسی در معبدی دور

 

مرا می گرید،

 

و در منظرِنگاهش

 

مرا رویا می بیند.

 

کسی که آن قدر سحرخیز است

 

که شایستگی دیدنِ طلوع را دارد.

 

راه می افتم

 

به ر ویمرزهایجغرافیای جهان،

در آستانه ی معبد

 

 بر گیاهی خم می شوم،

 

                            دستهای خدا را می بوسم.

 

 

 

/ 1 نظر / 11 بازدید
bekharobebar

دوست من سلام مدیریت فروشگاه الکترونیکی بخرو ببر - عرضه کننده سی دی های بازی نرم افزار - فیلم کارتون - محصولات فرهنگی و.... شما را به بازدید از این سایت دعوت می کند - با آرزوی موفقت روز افزون برای شما دوست عزیز