پاکستان و درخت انجیر معابد

تازه برگشتم.از یک رفتن دور.وقتی به لوکیشن یکی از شعر هاییم رسیدم فهمیدم که راه را درست آمدم.در پاکستان زیر یک درخت انجیر معابد که نمی شد ارتفاعش را حدس زد. کناریک امامزاده محقر که با دخیل به آن سرزمین وصل بود.

در این طرف آن حرف های جهانی شدن

هنوز

 انجیر معابد درختی ست

که به سبک باستانی خودایستاده 

                          میان مردم شرق

و مادران شال های کشمیر

آرزوهاشان را به آن بند می زنند

در این طرف آن طرف تیر و تفنگ

بیهوده نیست که ریشه های استوایی این درخت

از این هزاره ی هزار ساله ی سوم ب

یشتر عمر میکند.

/ 4 نظر / 8 بازدید
آريا

با سلام و عرض ادب:يک سئوال از حضورتان دارم،چون ديدم به ادبيات علاقه داريد.آيا يک انسان معمولی با عواطف خنثی قادر به سرودن شعر هست ؟ موفق و شادکام باشید(آریا)

آريا

با عرض پوزش متن زخم دهان نگران کننده بود.ای کاش اگر بهبود يافته يه اشاره ای بکنی............

کيوان

تبريک ميگويم. شعر استخوانداری بود.مخصوصا ضربه پايانی خواننده را غافلگير ميکند

کيوان

در ضمن به احترام اين ذهن زيبا لينکتونو گذاشتم