از مجموعه شعر {به تمام زبان های دنیا خواب می بینم}

 

 

از تابستانِتنت

 

که می چینم

انگور های سرخ را،

 

به شاخه های گیسوانم می آویزم

 

برگ های پنج  پرِ مستی.

 

از حوا خنده ام می گیرد

 

که عریانی پنهان می کرد

 

و از حافظ،

 

 که منتظر می ماند

 

تا انگورها

 شراب شود.