تازه برگشتم.از یک رفتن دور.وقتی به لوکیشن یکی از شعر هاییم رسیدم فهمیدم که راه را درست آمدم.در پاکستان زیر یک درخت انجیر معابد که نمی شد ارتفاعش را حدس زد. کناریک امامزاده محقر که با دخیل به آن سرزمین وصل بود.

در این طرف آن حرف های جهانی شدن

هنوز

 انجیر معابد درختی ست

که به سبک باستانی خودایستاده 

                          میان مردم شرق

و مادران شال های کشمیر

آرزوهاشان را به آن بند می زنند

در این طرف آن طرف تیر و تفنگ

بیهوده نیست که ریشه های استوایی این درخت

از این هزاره ی هزار ساله ی سوم ب

یشتر عمر میکند.