آخرین جلسه کارگاه شعرآتشی جلسه ای بود که در آن آتشی ابراز کرد که دوست دارد دوره بعد کلا سهایش را هم با ما بگذراند.و گفت که زمان طولانی بود که تا این اندازه از کلاسهای شعرش راضی نبوده.

قریحه+دانش شعر +دایره واژگانی لازمه کار شاعر است.و دو اصل آخری حاصل نمی شود مگر به مطالعه سخت وجدی. به همین دلیل و البته به دلیل اینکه از فضای کار دور نشویم(چون به اندازه کافی شغل های چرند بی مناسبت برای تخریب مغزمان داریم) تصمیم گرفتیم که در کارگاه آینده همگی با هم شرکت کنیم و بیشتر از بر خورد های موردی با کارهایمان (شعر خوانی)مطالعه گروهی را آغاز کنیم.بر همین اساس هم کتاب از نیما تا امروز محمد حقوقی را برای مطالعه دوره بعد دست می گیریم.(البته به توصیه آتشی).کتاب تاریخ تحلیلی شعر نو شمس لنگرودی هم از لازمه های مطالعه برای کسانی است که میخواهند شاعران محسوب شوند و بمانند.

من به دفعات به این موضوع فکر کرده ام که کار شاعردانستن شعر نیست بلکه تنها سرودن شعر است واینکه شاعر لزومی ندارد که نقد بداند چرا که این کار منتقد است.نظر یکی دیگر از بچه های کلاس این بود که هر شاعر باید بتواند از کا خودش دفاع کند و ابزار این دفاع فقط می تواند نقد باشد.من  حتی فکر می کنم که دفاع از شعر هم به عهده شاعر نیست.

اما این را هم باید در نظر داشت که همه شاعران مطرح تئوری های خود را دارند و در برابر نقد هایی که بر کارهایشان می شوند می توانند از کارهایشان  حرف بزنند.گره این موضوع هنوز برای من نا گشوده مانده و جزو مسائلی ست که باید در دوره آینده کلاسها رویش کار کنم.