از تابستان تنت

 که می چینم انگور های مسکر را

به شاخه های گیسوانم می آویزم

برگهای پنج پر مستی

و از حوا خنده ام میگیرد

که عورت پنهان می کرد

و از حافظ که منتظر می ماند

تا انگور ها شراب شود                  خرداد ۸۳