محیط و مساحتم اقیانوس
منجمدم از شمال وُ جنوب
پُرم از آبِ شور
خشکی های کوچکی در من لانه کرده اند
در کمیت سطح وُ کیفیت عمق
از مرکز دوایر عظیمی
سقوط آزاد می کنم

تمام رخی آبی
با اعماقی از غلیظِ سیاه
و چاه های درد

یک میل دائمی به رسوب
پایینم می کِشد

آنچنان گود رفته ام
که از میان آبزیان درونم
قلب مرجان های سرخ را
بیشتر دوست دارم

(زمستان 91|از مجموعه آماده انتشار)