بسیاری از کتابهایی که در حوزه ترجمه شعر به دست من می رسد ،غالبا باعث تاسف می شوند.به عنوان یک خواننده حرفه ای آثار ترجمه  شعر تا کنون  ۱۰ ترجمه از اشعار لورکا را در چاپ های  اختصاصی او یا  چاپهای مجموعه ای در کتابخانه شخصی ام دارم که در همه این ۱۰ کتاب، شعر های ترانه آب دریا،ایگناسیو،رقص کولی هاو چند شعر دیگر تکرار شده اند .این مترجمان حتی به خود این زحمت را نمی دهند که آثار شاخص دیگری از لورکا را که ارزش های ادبی تازه ای از آن استخراج می شود را برای ترجمه انتخاب کنند که منتقدان همچنان در حال بازگشایی های تازه از آثار او هستند.

مترجمان اکتفا به نوشتن احساسات شخصی شان نسبت به این شاعر می کنند و به نام پیشگفتار مترجم اول کتاب می چسبانند.پس از آن هم  شرح و زندگی و...که خوانندگان از برند.

 مترجم های ایرانی حتی کسانی که در سطح خوبی کار می کنند و قابل اعتمادند دچار یک سامسارا  شده اند .این موضوع درباره نرودا ناظم حکت و بسیاری دیگر صدق می کنند.کپی کاری هایی که نوعی کتابسازی  در سطح بالاتری است.

زحمت معرفی شاعران معاصر جهان را تنها چند مترجم متعهد به خود می دهند و زحمت معرفی شاعران ایران به جهان را مترجمان کمتر از انگشتان یک دست.........

فراموش شدن شان شعر در پی اش فراموش شدن شان ترجمه و فراموشی شان خواننده را دارد...